پاسخ به یک پیام
-
تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 20:05
نوشته بودی:«تو فکر می کنی همه قلبشون مثل خودته و این چیزیه که دمار از روزگارت در میاره» حیفم اومد جواب ندمحنی اگه مخاطبت من نباشم!نازنینممی خواهم پرده از واقعیتی بردارم که شاید برای تو باور کردنی نیستمی خواهم پی به رازی ببری که خودت در میانه آنی و بی خبر از آنیگفتی من گمان می کنم «همه» قلبشون مثل خو...
دلتنگی
-
تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 20:05
دلتنگی یعنی به یادتمدلتنگی یعنی می خوام کنارم باشی دلتنگی یعنی می خوام همه راههای نرفته رو با تو برمدلتنگی یعنی دستم از تنها تلوتلو خوردن توی خیابون خسته شده، می خواد دستای تو توی دستم باشهدلتنگی یعنی چشمام رو باز کنم و چشمای تورو ببینمدلتنگی یعنی هرگوشه شهر که میرم دوست دارم یهویی رخ به رخ من ظاهرش...
سالها بعد
-
تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 20:05
سالها بعدجایی که تورو آخرین بار دیدم می شینم و تموم خاطراتت رو مرور می کنمنمی دونم این کار برای تو چه حسی داره؟احساس خوشحالی؟احساس ناراحتی؟احساس غرور؟احساس تاسف؟واقعا نمی دونم*یعنی حتی نمی دونم خوندن این دل نوشته هام برات چه حسی دارهاما اگه از من بپرسی که دوست داشتم برات چه حسی داشته باشه؟صادقانه به...
تصویر غم
-
تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 20:05
حافظ در سال تقریباً 700 هـ.ق می فرماد: دل به امیدِ روی او همدمِ جان نمیشود *** جان به هوایِ کویِ او خدمتِ تن نمیکند! تقریبا دویست سال بعد، حوالی سال 900 هـ.ق کلیم همدانی معروف به کلیم کاشانی می فرماد: بار غم فراق تو بس که شکسته پیکرم *** داغ به سینهام کنون تکیه به من نمیکند!و باز تقریباً 200 سال...
شعر زیبای سیاوش
-
تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 20:05
***«تو عاشق نبودی که درد دل عاشقا رو بفهمی»«تو بارون نموندی که دلگیری این هوا رو بفهمی»«تو گریه نکردی برای کسی تا بدونی چی میگم»«دلت تنگ نبوده میخندی تا از حس دلتنگی میگم»***«تو تنها نموندی که حال دل بیقرارُ بفهمی»«عزیزت نرفته که تشویش سوت قطارُ بفهمی»«تو از دست ندادی بفهمی چیه ترس از دست دادن»«جای...
تلاش های پرنده مانده در قفس - سی شهریور
-
تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 20:05
تو بي آنكه بداني بر من چه مي گذردبي آنكه برگردي به پشت سرت نگاهي بياندازيرفتيمناما تا آخرين نقطه مرزتا آخرين جايي كه پاي آمدنم بودتا آنجا كه سربازها به ديده باني نشسته بودندبلكه تا آنجاكه حق تير داشتندآمدمشايد ببينمتآن لحظه كه از مرز ميگذري***من سرشار از شوق خواستن توهر بار محكمتر خودم را به ديواره...
پارادوکس های عشق
-
تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 20:05
نازنینممدت زیادی است به تعارضات عجیب عشق می اندیشم عشق است که قلب را زنده نگه می داردو این همان عشق است که قلب را در چنان تنگنایی قرار می دهد که نابودش کندعشق است که می تواند آنگونه عشطناک ظاهر گردد که جسم و جانم را همچون زبان خشک شده از قالب تن جدا سازدو باز همین عشق است که می تواند آنگونه سیراب کن...
دوست داشتم از عشقت بسوزم
-
تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 20:05
دوست داشتم در عشق بسوزم . بسوزم و بسوزم تا خاکستر بشمدوست داشتم در آستان خانه ات آنقدر بمانم بمانم بمانم تا غبار سر راهت شوم دوست داشتم از دردت، سینهام آنقدر بتپد بتپد بتپد تا نایی برای تپش نداشته باشددوست داشتم آواره ات باشم باشم باشم تا مجنون تو شوم که کودکان مرا با سنگ بزننددوست داشتم به پایت آن...
سیلی های پایان ناپذیر
-
تاریخ: 1401/10/3 ساعت: 18:53
این آغازی است بر تاریخ بی وفایی هایی که قلبم هیچگاه نخواست باور کنداین آغازی است بر روزگاری که باورم نیست چگونه به تاراج برده ایاین آغازی است بر شادمانی های بی پایانت آنگاه که لگدمال تکبر تو شده بوداین آغازی است که هیچگاه فراموش نخواهد شدبارها خواستم با دروغ های جدیدت تقصیر این بی وفایی ها را به گرد...
تو همه چیزی
-
تاریخ: 1401/10/3 ساعت: 18:53
نه دوری که منتظرت باشمو نه نزدیک که به آغوشت کشمنه از آنِ منی که قلبم تسکین گیردو نه از تو بی نصیبم که فراموشت کنم!تو در میان همه چیزی«به نقل از محمود درویش» Adblock test (Why?)