دلتنگی یعنی به یادتم
دلتنگی یعنی می خوام کنارم باشی
دلتنگی یعنی می خوام همه راههای نرفته رو با تو برم
دلتنگی یعنی دستم از تنها تلوتلو خوردن توی خیابون خسته شده، می خواد دستای تو توی دستم باشه
دلتنگی یعنی چشمام رو باز کنم و چشمای تورو ببینم
دلتنگی یعنی هرگوشه شهر که میرم دوست دارم یهویی رخ به رخ من ظاهرشی
دلتنگی یعنی لابلای دیوان حافظ بگردم و ناب ترین شعراشو پیدا کنم تا برات بخوونم
دلتنگی یعنی گیرآوردن یه دنج دلچسب و تصور خوندن شعر «کوچه» فریدون مشیری برای تو
دلتنگی یعنی تطبیق دادن هر عنوان کتابی که می بینم با خاطرات تو
دلتنگی یعنی نگه داشتن یه «به نام الله» کوچیک توی صفحه اول دفترچه خاطراتم تا هروقت که بازش می کنم یاد تو بیافتم
دلتنگی یعنی همه و همه اینایی که اصلا برای تو مهم نبود و براحتی ازش گذشتی...
برچسب:
نویسنده: شیوا احمدی