نازنینم
مدت زیادی است به تعارضات عجیب عشق می اندیشم
عشق است که قلب را زنده نگه می دارد
و این همان عشق است که قلب را در چنان تنگنایی قرار می دهد که نابودش کند
عشق است که می تواند آنگونه عشطناک ظاهر گردد که جسم و جانم را همچون زبان خشک شده از قالب تن جدا سازد
و باز همین عشق است که می تواند آنگونه سیراب کننده به نظر آید تا تن و جان را به شکوه آورد
نازنینم
عشق است که می تواند مرا به دنبال والاترین اهداف زندگی، هستی و خلقت بکشاند
و باز هم اوست که می تواند مرا بر خاکستر مفاهیمی چیپ و پوچ آنچنان زمینگیر کند که گذر عمر را درک نکنم
مهربانم
عشق آنگونه است که با یک نگاه تو سرمست شوم و بال در بال آسمان ها نهم
و گاه همان نگاه آنگونه است که گمانم هست آمادهام آن لحظه جان به جانآفرین بسپرم
نازنینم
عشق را از هر نگاهی که بنگرم
شور تمنایی در من اوج می گیرد که نمی دانم پرواز است یا سقوط !؟
برچسب:
نویسنده: شیوا احمدی